تبلیغات
MEHDI ESKANDARI
MEHDI ESKANDARI
دوران گیجی و سرگیجگیت گذشت ... 
قالب وبلاگ

آن روز آقا سید یک‌دست مشکی پوشیده بود. آقا هر وقت کامل مشکی می‌پوشید چهره‌اش نورانی‌‌تر می‌شد؛ انگار صورت سپیدش را بین عبا و عمامه سیاه قاب گرفته باشند. به رسم همیشگی روی پله سوم منبر نشست. آقا سید همیشه همین کار را می‌کرد. آنقدر متواضع و خودمانی بود که همیشه روی پله سوم منبر می‌نشست و بالاتر نمی‌رفت. گاهی به شوخی می‌گفت: به نیت عدد جدم روی پله سوم می‌نشینم. آقا سید جزء سادات حسینی بود. ارادت ویژه‌ای هم به سیدالشهداء(ع) داشت. هر وقت صحبت جدش بود، اشک در چشمانش حلقه می‌زد و به قول معروف «چشمانش بارانی می‌شد».

یک سمت عبا را که از دوشش افتاده بود، ‌بالا کشید. همین‌طور که روی پله سوم جابجا می‌شد، کاغذی از جیب لباده‌اش درآورد و بسم‌الله گفت. بعد با همان لحن دلنشین ادامه داد: فردا روز اول محرم است. امشب می‌خواهم برایتان روضه بخوانم. جمعیت با شنیدن این حرف کمی تعجب کرد،‌ چون آقاسید هیچ وقت اهل روضه‌خواندن نبود و فقط سخنرانی می‌کرد. نگاهی به جمعیت انداخت و انگار تعجب را از چشم آنان خوانده باشد،‌ سینه‌ای صاف کرد و گفت: امسال ماه رمضان که قسمتم شد برای تبلیغ به استان شما بیایم، ‌با خودم عهد کردم اگر محرم هم اینجا آمدم، به واسطه نزدیکی این روستا با مشهد الرضا(ع) روضه آن آقا را برای جد بزرگوارشان بخوانم.

بعد نگاهی به کاغذ انداخت و ادامه داد: حیف است نزدیک مشهد باشی و از زبان ارباب با جدش سخن نگویی! آقای غریب ما در کتاب «عیون اخبار الرضا» تعابیر زیبایی درباره جد غریبش دارد.
آقا سید برای این که بحث بهتر جا بیفتد، اندکی درباره «عیون اخبار الرضا» صحبت کرد و گفت که این کتاب جامع‌ترین کتاب‌ها درباره امام علی‌بن موسی‌الرضاست و احادیث حضرت در آن گردآوری شده است. کتاب را شیخ صدوق نوشته که یک قرن پس از امام رضا(ع) زندگی می‌کرده است. او که حالا مقبره‌اش در قبرستان ابن‌بابویه شهرری قرار دارد، ‌کسی است که به دعای امام زمان(عج) به دنیا آمد و موفق به دیدار ایشان شد.

حالا که جمعیت سراپا گوش شده‌اند، وقتش رسیده که آقا سید سراغ اصل مطلب برود: بازخوانی حادثه عاشورا از جمله کارهای ائمه هدی برای یادآوری روحیه ظلم‌ستیزی به شیعیان بود. آقای غریبمان هم در یکی از سخنان خویش، انتخاب ردای شهادت از سوی امام حسین(ع) را یادآور می‌شود و با اشاره به کار عظیم جدش در روز عاشورا و ثواب پاسداشت این روز می‌فرماید: هر کس روز عاشورا به دنبال انجام کارها و حوائج خود نرود، خداوند حوائج دنیا و آخرت او را بر آورده سازد و هر کس که روز عاشورا، روز مصیبت و حزن و گریه‏اش باشد، خداوند روز قیامت را روز شادى و سرورش قرار خواهد داد و در بهشت چشمانشان به دیدار ما روشن خواهد شد و هر کس روز عاشورا را «روز برکت» بنامد و براى منزلش چیزى در آن روز ذخیره کند، آنچه ذخیره کرده است، برکت نخواهد داشت، و در روز قیامت همراه یزید، عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد- لعنهم‏ الله- در پست‏‌ترین درجه جهنم محشور خواهد شد!
آقا سید لیوان آب را برداشت، جرعه‌ای سر کشید و ‌زیر لب سلامی بر حسین(ع) داد. همزمان جمعیت حاضر در مسجد صلوات بلندی همراه با «عجل لولیک الفرج» سر داد و منتظر ادامه صحبت‌ ماند.

 

آقا سید کاغذ را تا جلوی صورتش بالا آورد و شروع به خواندن متن اصلی حدیث کرد: «دخلت على الرضا علیه السلام فی أول یوم من المحرم فقال: یا ابن شبیب أصائم أنت؟ قلت: لا! فقال: ان هذا الیوم هو الیوم الذی دعا فیه زکریا علیه السلام ربه عز وجل فقال: (رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ) فاستجاب الله له وأمر الملائکة فنادت زکریا (وهو قائم یصلى فی المحراب ان الله یبشرک بیحیى) فمن صام هذا الیوم ثمدعا الله عز وجل استجاب الله له کما استجاب الله لزکریا.
ثم قال: یا ابن شبیب! ان المحرم هو الشهر الذی کان أهل الجاهلیة یحرمون فیه الظلم والقتال لحرمته فما عرفت هذه الأمة حرمه شهرها ولا حرمه نبیها لقد قتلوا فی هذا الشهر ذریته وسبوا نساؤه وانتهبوا ثقله فلا غفر الله لهم ذلک ابدا.
یا ابن شبیب ان کنت باکیا لشئ فابک للحسین بن علی بن أبی طالب علیهم السلام فإنه ذبح کما یذبح الکبش وقتل معه من أهل بیته ثمانیة عشر رجلا ما لهم فی الأرض شبیهون ولقد بکت السماوات السبع والأرضون لقتله ولقد نزل إلى الأرضمن الملائکة أربعة آلاف لنصره فلم یؤذن لهم فهم عند قبره شعث غبر إلى أن یقوم القائم علیه السلام فیکونون من أنصاره وشعارهم یالثارات الحسین علیه السلام. یا بن شبیب لقد حدثنی أبی عن أبیه عن جده علیهمالسلام انه لما قتل جدی الحسین صلوات الله علیه أمطرت السماء دما وترابا احمر یا بن شبیب ان بکیت على الحسین حتى تصیر دموعک على خدیک غفرالله لک کل ذنب أذنبته صغیرا کان أو کبیرا قلیلا کان أو کثیرا یا بن شبیب ان سرک ان تلقى الله عز وجل ولا ذنب علیک فزر الحسین علیه السلام یا بن شبیب ان سرک ان تسکن الغرف المبنیة فی الجنة مع النبی (ص) فالعن قتله الحسین یا بن شبیب ان سرک أن یکون لک من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسین بن علی علیه السلام فقل متى ذکرته: لیتنی کنت معهم فأفوز فوزا عظیما یا بن شبیب ان سرک أن تکون معنا فی الدرجات العلى من الجنان فاحزن لحزننا وأفرح لفرحنا وعلیک بولایتنا فلو ان رجلا أحب حجرا لحشره الله عز وجل معه یوم القیامة.»

خواندن حدیث که تمام شد، آقا سید گفت: این حدیث را از جلد اول کتاب «عیون اخبار الرضا» برایتان خواندم. ریّان بن شبیب گوید: در اولین روز محرم به خدمت امام رضا(ع) رسیدم، حضرت فرمودند: آیا روزه هستى؟ عرض کردم: خیر، فرمود: امروز، روزى است که زکریا(ع) پروردگارش را خواند و گفت: «پروردگارا فرزندی پاک به من مرحمت بفرما، همانا تو دعای بندگان را می‌شنوی» و خداوند دعاى او را مستجاب کرد و به ملائکه دستور داد که به زکریا- که در محراب در حال نماز بود- بگویند که خدا به تو یحیى را مژده مى‏دهد، پس هر کس این روز را روزه بدارد و سپس دعا کند، خداوند همان طور که دعاى زکریّا را مستجاب کرد، دعاى او را نیز مستجاب مى‏کند.
این جمله که تمام شد، آقا سید اندکی سکوت کرد. چهره‌اش برافروخته شده بود و صدایش به وضح می‌لرزید. ادامه داد: حضرت یحیی علیه السلام همان نبی خداست که شباهت بسیاری به امام حسین دارد. مهدی فاطمه در این باره می‌فرماید: حضرت یحیای پیامبر به همان گونه‌ای سر بریده شد، که سر مبارک امام حسین (ع) بریده شد، سر هر دو بزرگوار را از قفا بریدند.

حالا دیگر جمعیت هم اندوهگین بودند. آقا سید روضه سوزناک نمی‌خواند اما آنقدر بدون حاشیه و شیوا صحبت می‌کرد که دل جمعیت به لرزه افتاده بود. آقا سید که جمعیت را آماده و پذیرا می‌دید، ادامه سخنان امام رضا(ع) خطاب به ابن‌شبیب را ترجمه کرد: اگر می‌خواهى گریه کنى، بر حسین‌بن على بن ابی‌طالب(ع) گریه کن، زیرا او را همچون گوسفند ذبح کردند و از بستگانش، ۱۸ نفر به همراهش شهید شدند که در روى زمین نظیر نداشتند، آسمان‌هاى هفتگانه و زمین‏ها به خاطر شهادتش گریستند و ۴ هزار فرشته براى یارى او به زمین آمدند، ولى تقدیر الهى نبود و آن‌ها تا قیام قائم علیه السّلام نزد قبرش با حال نزار و ژولیده باقى هستند و از یاوران قائم(عج) هستند و شعارشان «یا لثارات الحسین» است.
صدای شیون جمعیت بلند شده بود. آقا سید نه ناز و کرشمه‌ای به کلماتش می‌داد، نه صدایش را سوزناک می‌کرد و نه حرفی از خودش می‌زد، او فقط و فقط سخنان امام رئوف را خطاب به یکی از اصحاب بازخوانی می‌کرد: اى ابن شبیب! اگر به گونه‏اى بر حسین گریه کنى که اشکهایت بر گونه‌‏هایت جارى شود، خداوند هر گناهى که مرتکب شده باشى- چه کوچک، چه بزرگ، چه کم و چه زیاد- خواهد بخشید. اى ابن شبیب! اگر دوست دارى پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زیارت‏حسین برو.

مسجد کوچک روستا حالا با نوای عزادارن حسینی چنان با ابهت به نظر می‌رسید که انگار چندهزار محب سیدالشهداء(ع) را در خود جای داده است. حالا دیگر وقت آن رسیده بود جمعیت مزد وفاداری و عزاداری خود را دریافت کنند. آقا سید فراز پایانی حدیث را بیان کرد: اى ابن شبیب! اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب کسانى که همراه حسین بن على(ع) شهید شدند داشته باشى، هر گاه به یاد او افتادى بگو: «یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً» (اى کاش با آنان مى‏بودم و به فوز عظیم می‌رسیدم).
دیگر کلمات آقا سید بریده بریده به گوش می‌رسید: ابن شبیب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگین باش و در خوشحالى ما خوشحال! بر تو باد به ولایت ما، زیرا اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد کرد.




طبقه بندی: داستان کوتاه ...،
برچسب ها: داستان کوتاه، روضه، داستان، آقا سید، روضه آقا سید،
[ شنبه 11 آذر 1391 ] [ 01:35 ق.ظ ] [ mehdi eskandari ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام دوستان عزیز . من مهدی اسکندری متولد سال 1367 شهرستان رامهرمز دانشجوی رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد مسجد سلیمان مقطع کارشناسی هستم . امیدوارم از مطالب این وبلاگ استفاده کافی رو ببرید .
نویسندگان
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چگونه ارزیابی میکنید ؟





صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

آمار سایت

تماس با ما
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جستجوگر گوگل

استخاره آنلاین با قرآن کریم


Pichak go Up
مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران